بخشهایی از کتاب تننای شعر سپید

  1. نکاتی را که بیش تر برای آموزش تقطیع به ارکان عروضی و طبقه بندی اوزان شعر فارسی و اختیارات شاعری است، در زیر می آوریم.

    پس ازانجام تقطیع هجایی و نگارش واژه.ها با املا یا خطّ عروضی وعلامت گذاری هجاهابه صورت کوتاه( u )و بلند(- ) و زیر هم نویسی دومصراع بیت مورد نظر،با یک نگاه ،علامت های هجایی را به گونه ای جدا می کنیم که درصورت امکان از کنار هم قرار گرفتن هجاها، رکن عروضی تکراری به دست آید یا ارکان اوّلی با سومی ودومی با چهارمی تکرارشود. درغیر این صورت باید ارکان غیر تکراری به گونه.ای باشدکه بعداً بتوانیم در طبقه بندی اوزان شعرجای دهیم.

    1 ) به مجموع چند هجا (حدّاکثر4هجا )یک رکن عروضی می گویند. مثال : u)- -)، (- – – u )، ( – u –) و (- -u – )که به ترتیب نام هریک از این ارکان عروضی ( فعولن،مفاعیلن، فاعلاتن و مستفعلن ) است.
    2) برای نامگذاری هریک از ارکان عروضی مانند اوزان صرفی عربی از سه حرف ( ف، ع،ل )استفاده می شود؛ مثلاً رکن (- – u )به ترتیب از سه هجای(فَ + عو + لُن)تشکیل شده است که معادل نوایی است. به جای هجای کوتاه از حروف« ف + -َ» و به جای هجای بلند اوّلی ازحروف« ع + مصوّت بلند(و)» و به جای هجای بلنددومی ازحروف « ل+-ُ+ن» طبق الگوی ساختاری هجا در زبان فارسی استفاده می شود.
    3) برای به دست آوردن ارکان عروضی لازم است هجاهای موجوددرمصراع یا بیت را به صورت4تا4تا یا3تا3تایا 4تا3تا یا 3تا4تا جدا کنیم تا بیانگرنظم میان هجاهاباشد؛ مثلاً، اگرهجاهای مصراع « آینه ار نقش تو بنمود راست » را به صورت 4تا 4تا جداکنیم، ارکان عروضی آن به صورت ( -uu- / -uu- /-u- )مفتعلن،مفتعلن،فاعلن در می آید.
    4) همان طوری که در مصراع بالا به چشم می خورَد، در رکن پایانی ممکن است از یک تا چهار هجا باقی بماند، که در بخش طبقه بندی و نامگذاری اوزان به آن می پردازیم.
    5) برخی ازارکان عروضی می توانند درآغازیامیان یا پایان مصراع بیایند؛ مانند(فعولن یا مستفعلن یا فع لن و…) بعضی از ارکان عروضی در آغاز و میان می آیند امّا در پایان مصراع قرار نمی گیرند؛ چون هجای پایانی آن ها کوتاه است و قبلاً گفته بودیم که هجای پایانی مصراع یا بیت همیشه بلند است.پس این ارکان را می توان ارکان عروضی غیر پایانی نامید. مانند( مستفعلُ، مفاعیلُ،فاعلاتُ و…) چند رکن عروضی که فقط در پایان مصراع واقع می شوند و در آغاز و میان مصراع نمی آیند ،و به آن ها ارکان عروضی پایانی می گویند،عبارتند از: فع(-)و فَعَل(u-
  2. (در مقاله بعدی مطالب استاد آذرسینا را راجع به استاد محمدرضا شجریان بخوانید)منشر شده توسط دکتر فرهود آذرسینا)
    6) بهترین ارکان عروضی یا درست ترین وزن به دست آمده، آن است که از ارکان تکراری حاصل شود .تا زمانی که ازجدا کردن هجاهای موجود، رکن های تکراری به دست می آید، تقسیم بندی هجاها در غیرآن صورت درست نخواهد بود؛مثال: تقطیع هجایی و تقطیع به ارکان مصراع « اگر تو زآموختن سرنتابی»تنها به صورت( – – u/u- – /u- – /u – -)درست است؛زیراکه از رکن تکراری( u- – // فعولن ) به صورت 3تا3تا جداکردن هجاهای موجود در مصراع حاصل شده است. وهرگونه تقسیم بندی دیگری غیراز صورت بالا در این مصراع غلط است. البته تکرار رکن اوّل با رکن سوم ورکن دوم با رکن چهارم در برخی از ابیات نیز درست است که دراین صورت هردوشکل3تا 4تا یا 4تا 3تا جداکردن هجاها درست است ؛مثال:
    تقطیع مصراع( دل می رود زدستم صاحبدلان خدا را )به هردوشکل 3تا 4تا یا 4تا 3تا جداکردن هجاها درست است. ( – -u-/ u- – / – -u / -u- – )مفعول/فاعلاتن/مفعول/فاعلاتن یا ( – -u- / u- – / – -u- / (- – u مستفعلن/فعولن/ مستفعلن / فعولن
    7) درهر مصراع حدّاقل دو رکن و حدّاکثر چهار رکن عروضی وجود دارد.در هر رکن عروضی می.تواند یک تا چهار هجا باشد.
    8) درهررکن عروضی سه هجای کوتاه و چهار هجای بلند کنار هم نمی آیند؛چون معادلی برای چنین ارکان وجود ندارد؛مثل: ( u u u- یا –u u u )هم چنین ( – – – – )
    9) به ارکان عروضی تکراری در هر مصراع یا بیت « متّحدالارکان یا متّفق الارکان »؛ مثل (فاعلاتن/فاعلاتن/فاعلاتن/فاعلن ) و به ارکان غیر تکراری «مختلف الارکان یا ارکان متناوب » گفته می شود؛مثل (مفعول/ فاعلاتن/ مفعول /فاعلاتن)
    10) به مجموع چند رکن عروضی، بحرعروضی می گویندکه همان نام وزن شعر است.درطبقه بندی اوزان ، مبنای نامگذاری وزن شعر، یک بیت است که مجموع تعداد ارکان موجود درآن ، با توجّه به نوع رکن عروضی نامگذاری می شود .
    مثلاً نام وزن حاصل از چهار بارتکرار رکن« فعولن» در هر مصراع، بحر متقارب مثمّن سالم است.بنابراین وزن حاصل از تکرار رکن« فاعلاتن» بحر رمل و تکرار« مفاعیلن»بحرهزج و «مستفعلن» بحررجز نامیده می شود. غیر از ارکان ساده.ی مذکور، ارکان ترکیبی نیز وجود دارندکه برخی از آن ها عبارتند از:
    مفعول فاعلاتن ( مستفعلن فعولن)= بحرمضارع اخرب مفاعلن فعلاتن = بحرمجتث مخبون
    مفعول مفاعیلن = هزج اخرب فعلات فاعلاتن = بحر رمل مشکول
    لازم به یادآوری است که مهم ترین ارکان عروضی شعر فارسی 19تاست .
    پرکاربردترین وزن شعر فارسی « مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن » بحر مجتث مثمّن مخبون محذوف است. تا کنون در تعیین وزن شعر فارسی،به سبب رعایت تساوی و رویاویی هجاهای کوتاه و بلند، هیچ مشکلی در تطابق دو مصراع یک بیت وجود نداشت. امّا گاهی در تقطیع هجایی و خطّ عروضی با وجود رعایت تساوی هجاهای دو مصراع ، به رویا رویی هجاهای کوتاه و بلند برمی خوریم که موجب اختلاف وزن دومصراع یک بیت می شود .دراین صورت ناگزیریم که تغییراتی در تلفّظ یا وزن کلمات ایجاد کنیم تا وزن مناسب و هماهنگ حاصل شود.به این گونه تغییرات در تلفّظ و وزن که بنا به ضرورت ایجاد می شود، اختیارات شاعری می گویند.

یادآوری

در بخش گذشته درباره­ی تقطیع سخن گفتیم. تقطیع یعنی تجزیه کردن سخن به هجاهای سازنده­ی آن. هجاهای فارسی بر سه گونه­اند: هجای کوتاه(U)،هجای بلند(-)  و هجای کشیده(-U ) .

ارکان(افاعیل) عروضی ، زِحاف، ارکان سالم و ارکان مُزاحَف

از ترکیب دو یا چند هجا، بسته به تعداد و نوع هجاها، واحدهایی آوایی پدید می­آید که با هیچ واحد آوایی دیگر، طنین یکسان ندارد. این واحدهای آوایی را ارکان عروضی می­نامند و وزن شعر، از توالی مشابه یک رکن یا توالی نامشابه  این ارکان پدید می­آید. از آنجا که ارکان عروضی را با واژه­ایی عربی و مشتق­شده از ریشه­ی «فعل» نامگذاری می­کردند، به ارکان عروضی، افاعیل عروضی نیز می­گویند.

 ارکان عروضی مادر، عبارتند از:

  1. فَعولُن: U- –
  2. مَفاعیلُن:  U- – –
  3. فاعِلاتُن: – U – –
  4. مُستَفعِلُن: – – U  –
  5. فاعِلُن: – U –
  6. مُتِفاعِلُن: U – U U – 
  7. مُفاعِلَتُن: U U –  U –
  8. (مطالبی راجع به سازهای گیتار-ستار-تار-پیانو-تنبک و دف در بخش مقالات بخوانید)

 هر یک از این ارکان، با سه فرایند سکون، قلب و حذف در یک یا چند واج خود،واحدهای آوایی دیگری را  پدید می­آورند.برای نمونه، هجای دوم در رکن مستفعلن(ـتَفـ )،  هجایی بلند است و با حذف یک صامت که موجب کوتاه­سازی هجای دوم می­شود(ـتَـ)، واحد آوایی تازه ای پدید می اید که امتداد آن معادل است با رکن مُفتَعِلُن. بنابراین، مفتعلن، زحافی است از مستفعلن، زیرا  سه فرآیند سکون، قلب و حذف که موجب پدید آمدن ارکان تازه­ی عروضی می­شود، زِحاف نام دارد. ارکانی که براساس زحاف زاده می­شوند، ارکان مُزاحَف نام دارند. تعداد این ارکان بسیار زیاد است. برخی از زحافات که دانستنشان برای آموختن وزن شعر فارسی لازم است، عبارتند از :

  1. مفتعلن:  – U U –
  2. فَعَلاتن: U U – – 
  3. مفعولن: – – –
  4. فَع:  –
  5.  ارکان مزاحفی که از حذف آخرین صامت ارکان اصلی(سالم)  و یا ارکان مزاحف پدید می­آیند، مانند: فعولُ، مفاعیلُ ، فاعلاتُ ، مستفعلُ ، فاعلُ ، متفاعلُ ، مفاعِلَتُ ، فعلاتُ ، مفتعلُ ، مفعولُ .
  6. ارکان مزاحفی که از حذف آخرین هجای ارکان اصلی(سالم) و یا ارکان مزاحف پدید می­آیند، مانند: فعول(= فَعَل) ، مفاعیل(= مفاعل= فعولن)، فاعلات(= فاعلن=مفتعل) ، مستفعل(= مفعولن) ، فاعل(=فَعلُن)،متفاعل، مفتعل(=فاعلن= فاعلات) ، مفعول(=فَعلُن).

 همان­گون که پیش از این گفته شد، از توالی مشابه یا نامشابه ارکان، وزن پدید می­آید. گروهی از وزن­ها که از توالی یک رکن مشابه یا دو رکن نامشابه پدید می­آیند، یک بحر نامیده می­شوند. به بیان دیگر، عروضیان قدیم، بحر را خانواده­ای از وزن­ها فرض می­کردند که همه از یک اصل (یک رکن ، یا دو رکن نامشابه) پدید آمده­اند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *