مصاحبه با مهرنیوز

مختص سال 85 نيست بطور كلي در طي اين سالها اگر نفسي و حركتي در موسيقي جدي ايران بوده، حاصل تلاش موسيقيدانهائي بوده است كه در تعهد بر نقش انكار ناپذير هنر ، بدون حمايت هيچ تشكيلاتي كار كرده اند . اين موسيقيدانها به دليل مغشوش بودن شان و جايگاه موسيقي هنري ، تمايلي نداشته اند تا در جشنواره ها خودي نشان بدهند و اگر هر از گاهي موسيقيدان پر شگردي در جشنواره بوده است برنامه او چندان حمايت تبليغي نشده است تا تاثير متفاوت خود را بر كيفيت جشنواره داشته باشد و نيز در اثر مخلوط شدنش با گروه هاي معمولي و هميشگي جشنواره ها از سوي صاحب نظران جدي گرفته نشده است

       ريز برنامة جشنوارة موسيقي فجر را بررسي كردم و تنها برنامه اي را كه تصميم گرفتم ببينم برنامة آقاي محسن نفر بود كه براي ديدنش به فرهنگسراي بهمن رفتم به هر حال حضور محسن نفر در جشنوارة موسيقي فجر سال 85 را مي توان نقطة قوت جشنواره و موفقيت بزرگي براي گردانندگان آن به حساب آورد .

و اما بايد اضافه كنم كه اصولا ذات موسيقي اصيل و گرانقدر ما با اجراي موسيقي مناسبتي سازگار نيست و سفارش پذيرهم نيست و لازم است كه طرز نگاه متوليان موسيقي در مقابل موسيقي و موسيقيدان هنرمند ، به حدي توام با احترام و سنجيده و ظريف شكل بگيرد كه او موقعيت را براي عرضة هنر مناسب بداند  و از دل نغمه سرائي كند .

******به دليل كارهاي فشرده اي كه دارم كمتر فرصت كنسرت رفتن داشته ام با اينحال كنسرت گروه آقاي پژمان طاهري را ديدم . اجراي خوبي داشتند از نظر آهنگسازي ، تنظيم وگردانندگي گروه ،بسيار خوب عمل شده بود . گروه كار پر پيچ و خم و دشواري را اجرا كرد و تكنوازي هاي با ارزشي صورت گرفت كه از آن جمله كار تكنواز تار و ني چشم گير تر بود و بطور كلي اجرائي بود در راستاي موسيقي جدي و هنري .

و به نظر من به صحنه آمدن اين موسيقي ها بسيار با ارزش تر از براه انداختن اركستر هاي بزرگي است كه نام و عنوان اركستر سنفونيك يا اركستر ملي كشوري را با خود دارند ولي در اجراها چيزي اجرا نمي كنند كه به كار آيد . مردم ، امروز بالاترين و بهترين اجراهاي آثار آهنگساز هاي نامدار جهان را از طريق تصاوير ماهواره اي مي بينند و مي شنوند و ديگر سخت است كه اجراي ضعيفي از آن آثار را بپذيرند و يا اجراي اهنگهاي فرسوده و بي ارزش راديو از دهة سي و چهل را تحمل كنند.********(منتشر شده توسط دکتر فرهود آذرسینا)

 بنظر مي رسد كه معمولا سعي مي شود موسيقي را در حصار كلام و شعر قرار دهند . موسيقي بيان پيچيده و تفسير پذيري دارد كه فهميدنش نيازمند شناخت خاصي است ولي شعر بيان مشخص تري دارد و اگر ازجنبه هاي فني و هنري شعر بگذريم  لا اقل معني و مفهوم شعر ،براي غير اهل فن هم قابل دسترسي است .

روشن است كه هركدام از اين دو مقوله اينقدر ارزشمند و حياتي هستند كه لازم است گروهي براي تقويت و پشتيباني كارهاي جنبي آن وجود داشته باشد . حال با توجه به اينكه تاكنون مركز موسيقي براي انجام كارهاي روزمرة خود از قبيل دادن مجوز بر كنسرتها و نشر آثار موسيقائي به سختي و با تاخير زياد عمل كرده است چگونه كار هاي شعر و شاعري را هم بر عهده گرفته است ؟ مگر اينكه منظور همان رسيدگي به شعرهائي باشد كه به عنوان كلام در كار اهل موسيقي استفاده مي شود كه آن هم از قبل انجام مي شده است .

در زمينة نشر هم چيز قابل توجهي به چشمم نخورده است .در اين سالها آنچه بيشتر منتشر مي شودكتابهاي پنجاه سال پيش آموزش نوازندگي است مثل كتابهاي ويلن و تار و سه تار هنرستان كه آنهم در مثلا ويراستاري خراب مي شود و معيوب تر بدست مردم مي رسد . ديگر كتابهاي خاطرات موسيقيدانهاست و رايج تر از همه چاپ مجموعه هائي از ترانه ها و آهنگهاي آشنا ست كه بسيار سطحي و غير تخصصي تهيه مي شود و البته در كلاسهاي موسيقي براي جلوگيري از فرار شاگردان كم استعداد بدرد مي خورد .

در بارة كارهاي خودم بايد عرض كنم وضعيت انتشار آثار موسيقي كه نا بسامان است و تا چند نفر عامل فروش نوار، نخواهند و ترتيب پخش و تبليغ آنرا ندهند كاري به دست مردم نمي رسد تا محك بخورد و ارزشگذاري شود . بهر حال در اول سال 85 بخاطر بحث هائي كه در كمانچه نوازي موسيقي ايران باز شده بود سي دي هاي« صفير سيمرغ» را كه در كنسرت اجرا شده بود منتشر كردم و سي دي « خنياگر » را در تابستان 85 كه كار گروه بود با آواز سپيدة رئيس سادات و من . و باز هم در تابستان كتاب دو جلدي متد ارف را با نام « از متد ارف تا چهارگاه » منتشر كردم انتشار اين كتاب تقريبا در تمام مطبوعات منعكس شد .البته هر كدام از اين كارها حاصل سالها تلاش بود كه در سال 85 به نتيجه رسيد .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *